تربیت سیاسی

 


پست الکترونيک

جمعه ۳ مهر ،۱۳۸۳

ارزيابی و ضرورت آن در آموزش عالي

 

الف - ارزيابي در آموزش عالي :

با ملاحظه نقش آموزش عالي در پيشرفت اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، ارزيابي كيفيت آموزشي در دانشگاهها مورد تاكيد برنامه ريزان آموزشي واقع شده است . آموزش عالي به جهت تربيت نيروي انساني متخصص تعيين كننده عملكردها و خط مشي هاي برنامه ريزي نهادهاي اجتماعي مي باشد و از اين روست كه تجزيه و تحليل نقاط مثبت و منفي نظام آموزش عالي مورد توجه برنامه ريزان قرار گرفته است . اطلاعات بدست آمده از ارزيابي بيانگر كيفيت فعاليت دانشجويان ، دانش آموختگان ، اعضاء هيأت علمي ، منابع اطلاع رساني و كتابخانه ، مديريت و گروههاي آموزشي است .

تا مراكز آموزش عالي ضمن بازنمايي عملكرد خويش ،چالش ها و كاستي هاي نظام آموزشي را در يابند و به مدد ارزيابي ، فعاليتهاي آموزشي را هر چه كار آمدتر و اثر بخش تر سازند و مطابق استانداردها و شاخص كيفيت در آموزش عالي نمايان سازند .

    ارزيابي آموزشي در نهايت مي تواند به قضاوت ارزشي در مورد فايده اجتماعي و مطلوبيت يك فرايند يا محصول بپردازد و توصيه هايي براي عمل داشته باشد . لازمه ارزشيابي علمي از عملكردهاي كوچك يا بزرگ نظام آموزش عالي مستلزم تشخيص و درك صحيح از نظام آموزش عالي و برنامه ريزي آموزشي است . ارزيابي هر دسته مسائل نظام آموزش عالي ( دانشجويان ، اعضاء هيأت علمي دانش آموختگان ، مديريت كتابخانه و …… ) مستلزم توجه به تاثير گذاري و تاثير پذيريشان از كليه نظامهاي (اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي و ) مي باشد . چه در غير اينصورت برنامه هاي آموزش عالي در تعيين اهداف ، راهبردها و سياستهاي اجرايي و مهمتر از آن در بهبود كيفيت آموزش و پژوهش بي ثمر خواهد بود .

    واضح است كليه دروندادها و بروندادهاي آموزشي در محيط معين تربيتي و نهادهاي اجتماعي صورت ميگيريد و براي هر نوع ارزشيابي از اين جريان بايد مسأله در ارتباط با كل نظام مورد بررسي قرار گيرد . نظام آموزشي يك خرده  نظام از نظام اجتماعي  است . بهمين جهت هر يك از برنامه هاي آموزشي مستلزم شناخت كل نظام آموزشي است .

    همچنين ضروري است از طريق تجزيه و تحليل دقيق علل پيدايش كاستي ها را يافت و براي اصلاح آنها پيشنهادات مناسب و مؤثر ارائه داد و امكان استقرار نظام آموزشي كار آمد را فراهم ساخت .

    ارزيابي آموزشي بايد به تشخيص نتايج مثبت و منفي حاصل از برنامه ها دست يابد و تأثير و تاثّرمتقابل آنها را با بخشهاي ديگر نظام اجتماعي مورد توجه قرار دهد تا اينكه كارايي دروني و بيروني برنامه ها را نمايان سازد .

ب- ضرورت ارزيابي در آموزش عالي :

براي تحقق آرمانهاي نظام آموزشي عالي بايد از برنامه ريزي استفاده كرد ، نه آنكه انجام امور را به پيشامد واگذار كرد . تدوين و اجراي برنامه ها و طرح هاي مناسب كه آرمانها و هدفهاي نظام آموزش عالي را تحقق پذير ميسازد ، مستلزم بكار بردن ارزيابي است . به عبارت ديگر از طريق گردآوري داده هاي مناسب درباره عوامل  نظام آموزشي عالي و تبديل آنها به اطلاعات مي توان درباره كيفيت طرح ها و برنامه هاي دانشگاهي قبل از اجراي آنها قضاوت كرد . هم چنين درباره تناسب دروندادهاي نظام و كيفيت آنها براي تحقق هدفها قضاوت بعمل آورد . علاوه بر آن به كمك ارزيابي ميتوان به نارسائيهاي عملياتي و اجرائي در مراحل مختلف پي برد ، تا در صورت لزوم تغييرات لازم در فرايند عمليات ، براي دست يابي به هدفها بعمل آيد . 

    بالاخره از ارزيابي مي توان براي تعيين بازده فعاليتهاي  نظام آموزشي عالي استفاده كرد . با انجام اين نوع ارزيابيها ميتوان كيفيت  آموزش عالي را تصوير كرد و براي بهبود آن اقدام لازم را مشخص كرد .

    برنامه ريزي و ارزيابي در نظام دانشگاهي از جمله كاركردهاي مديريت  آموزش عالي است . به منظور تحقق هدفهاي نظام آموزش عالي عالي بايد ارزيابي بر ساير كاركردهاي مديريت دانشگاهي اشراف داشته باشد . زيرا مديران با استفاده از ارزيابي مي توانند مقاصد زير را تحقق بخشند

الف - تنظيم  مناسب امور

ب - اطمينان دادن به دانشجويان ، دولت و افراد  ذيربط ديگر درباره كيفيت امور

ج - اطمينان يافتن از نو آوريها

د - انتخاب گرينه هاي مناسب جهت تحقق هدفها .

 

محمد رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()