تربیت سیاسی

 


پست الکترونيک

جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۳

 

 

معناو مفهوم ارزيابي

گزارش تحقيقی از محمد رضا نيستانی و امير حسين  کيذوری(بخش ۱)

 

هدفهاي عمده نظام آموزش عالي درهر كشور را مي توان بر چهار محور تصوير كرد. اين محورها شامل موارد زير است:

الف) كمك به تحقق هدفهاي اجتماعي ازطريق فراهم آوردن برابري در فرصتهاي آموزش عالي:

ب) برآوردن تقاضاي آموزش عالي متناسب با ويژگي ها, انگيزه ها, انتظارات وتحصيلات افراد, پرورش توانائيهاي بالقوه شهروندان و تسهيل فرايند يادگيري مستمر.

ج) پيشبرد مرزهاي دانش وتوليد دانش نو

د)پرورش نيروي انساني متخصص مورد نياز توسعه كشور و كمك به حل مسائل جامع(بازرگان 1369).

به منظور تحقق هدفهاي ياد شده انتظار مي رود كه نيازهاي ويژه محيط دربرنامه ريزيهاي توسعه آموزش عالي مورد نظر قرارگيرد ودرهدف گذاريهاي آن منعكس شود. تافعاليتهاي آموزش عالي درجهت برآوردن نيازهاي محيط هدايت شود. واين هدف گذاري مطلوب وسنجيده ميسر نمي شود مگر باارزيابي آنچه تاكنون انجام شده, و تشخيص نقاط ضعف وقوت تصميم گيري ها براي هدايت منطقي وصحيح برنامه هاي آينده.

بنابراين نظام ارزيابي بعنوان يك نظام از نظام آموزش عالي بايد از ابتداي انديشيدن درباب طرح يك دانشگاه مطرح شود و استقرار يابد تا بتوان از تحقق رسالت مامويريت وهدفهاي ويژه آموزش عالي اطمينان يافت.

ارزيابي عبارتست از سنجش واندازه گيري ميزان موفقيت و عدم موفقيت طرحها وبرنامه هاي يك نظام به منظور ارائه راه حل هاي منطقي براي بهبودآن. درنظام آموزش عالي از ارزيابي آموزشي مي توان براي انتخاب دانشجو, هيات علمي, برنامه درسي وبطور كلي ساير دروندادهاي نظام آموزشي استفاده كرد.

علاوه بر آن برچگونگي فرايندهاي نظام نظارت كرده وسرانجام  فعاليتهاي نظام را درجهت مطلوب سوق داد.

اصولاً ارزيابي را مي توان براي دو منظور بكارگرفت. 1)نظارت برچگونگي فعاليتها ودرصورت لزوم تغييرجهت آنها براي رسيدن به هدف مورد نظر در هنگامي كه فعاليتها هنوز درمراحل طراحي, برنامه ريزي وتدوين هستند.2) تعيين بازده ونتايج حاصل از اجراي فعاليتها.(بازرگان1375) . جنبه اول ارزيابي تكويني و جنبه دوم ارزيابي پاياني

ناميده مي شود.

 

همچنين ارزيابي شامل دوبعد كمي وكيفي است. بعد كمي به مسائلي مي پردازد كه جنبه مقداري وشمارشي دارند ازقيبل : تعداد دانشجويان , تعداد اساتيدنسبت به تعداد دانشجويان, تعداد رشته هاي تخصصي, تعداد دانشجويان هر رشته , تعداد كتب و ....

بعد كيفيتي ارزيابي آموزش عالي با محتواي آموزش عالي وچگونگي انجام آن سروكار دارد. با تغييرات رويه رشد اقتصادي – اجتماعي – تكنولوژي وپويايي نيازها وگرايشهاي افرادلازم است برنامه ريزان آموزش عالي درهرچه اثربخش كردن برنامه هاي آينده خود بكوشند. و اين امر تحقق نمي يابد مگر با ارزيابي محصول امروز وتجزيه و تحليل وتفسير اطلاعات بدست آمده براي منطقي تر كردن تصميم گيريها. سيستم ارزشيابي دانشگاهي آنقدر با اهميت است كه رانتري معتقد است اگر بخواهيم حقيقي رادرمورد يك سيستم آموزشي كشف كنيم. بايد رويه ارزيابي آن نظام را مدنظر قرار دهيم.(نيستاني, 1378)

 

معناو مفهوم ارزيابي

   ازنظر لغوي واژه ارزيابي به معني تعيين ارزش چيزي است. (معين199,1371) به گفته برخي از صاحبنظران, ارزيابي بادو واژه ارزشيابي و سنجش مترادف مي باشد ونمي توان بين اين سه واژه تفاوت معنايي ومفهومي قائل شد.  عده اي نيز اين سه واژه را از يكديگر تفكيك كرده وحيطه كاربردآنرادرجه بندي كرده اند.

بعنوان مثال ابيلي ارزشيابي راجامع تر از ارزيابي مي داند و حيطه كاربردآنراوسيعترازارزشيابي مي شمارد
(ابيلي 110,1375) درحاليكه سيف ارزشيابي راجامع تر از سنجش دانسته و سنجش را جزيي از ارزشيابي ميداند.(سيف 33,1375) به نظر كيامنش ارزيابي به منظور ارزيابي عملكرد فراگير يا فراگيران وارزشيابي به منظور ارزشيابي برنامه , دوره, درس, ويا موسسه به كارگرفته مي شود. همچنين به نظر اوسنجش مترادف با اندازه گيري مي باشد وتفاوت سنجش با ارزشيابي , را دراين مورد دانسته كه سنجش عل الاصول فعاليتي غير ارزشي بوده در حاليكه در ارزشيابي قضاوت درميان مي باشد(كيامنش 1368-26-30)از سوي ديگر بازرگان سه واژه مذكور را مترادف به كار مي برد.

اولين تعريف ارزيابي به نام رالف تايلر ثبت شده وي ارزشيابي را وسيله اي جهت تعيين ميزان رسيدن برنامه رسيدن به هدفهاي آموزشي ميداند. دراين تعريف هدفهاي آموزشي به تغييرات مطلوب اشاره مي كنند كه انتظار مي رود در اثر اجراي برنامه آموزشي دررفتارفراگيران حاصل آيد.

گوردون هانتيك, مانوئل زيمبلس, مارتين گادفري معتقدند كه ارزيابي به تجزيه و تحليل بازده وهزينه يك طرح پس از اجراي آن مي پردازد. كه اگر ارزيابي درحيطه اجراي طرح انجام پذيرد اهداف آن بهبود مديريت برنامه درسي و يا اتخاذ تصميم براي ادامه و گسترش يا تجديد نظر درطرح خواهد بود.

و اگر ارزيابي در پايان طرح انجام پذيرد هدف آن تعيين علل موفقيت يا عدم موفقيت طرح خواهد بود.تا در طرحهاي مشابه آني از تكرار اشتباهات جلوگيري شود.(هانتيك وهمكاران/ مشايخ11,1373

تعريفي كه كلاسمن از ارزيابي دارد تقريباً براي همگان پذيرفتني است . وي براي ارزشيابي دو عنصر را ضروري مي داند:

1)                     توصيف نظامدار چيزهاي آموزشي2) تعيين ارزش يا شايستگي آنها.(هومن14,1375-4)

مايني هان گامي جلوتر نهاده ومي گويد((ميتوان ادعا كردكه ارزشيابي مربوط به مواردي است كه تاكنون انجام نگرديده)) او با اين ادعا نه تنها گذشته وفعاليتهاي درحال انجام را درشعاع ارزشيابي مي داند بلكه آينده نگري آنچه را كه درآينده نيز اتفاق مي افتد را وظيفه ارزشيابي مي داند. مالكم پردوس نيزمعتقد است ارزيابي فراگردتوافق درباره استانداردهاي برنامه, تعيين اينكه آياتفاوتهاي ميان بعضي از جنبه هاي برنامه واستانداردهاي مورد نظر براي آنها وجود داردو استفاده از اطلاعات مربوط به تفاوت يادشده براي  مشخص نمودن نارسايي آنها و درنهايت كوپاولينكلن ارزشيابي رافرايند توصيف و داوري و ارزش گذاري يك پديده مي داند.

 

 

 

محمد رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()