تربیت سیاسی

 


پست الکترونيک

جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۳

 

 

مرور كوتاه برتاريخچه ارزيابی

 

گزارش تحقيقی از محمد رضا نيستانی و امير حسين  کيذوری(بخش ۲)

 

دراسناد ومدارك تاريخي مربوط به اداره نظارت برامور دانشگاههادر اروپا اولين جوانه هاي ارزيابي در قرن چهارده ميلادي باعنوان هيات هاي امنا در دانشگاههاي ايتاليا و آلمان بوده است . كيددر موردتاريخچه هياتهاي امنا وجود اين نهاد رادر دانشگاههاي قرون وسطاي اروپا و دانشگاههاي وابسته به جنبش اصلاح طلبانه كليساي روم درقرن16 ميلادي بيان مي نمايد(ام.اي .كيد,/ نفيسي,245) قبل ازاين تاريخ اداره امور دانشگاهها به دست افراد غيرمتخصص بود كه ازطرف حكومت شهر انتخاب شده بودند. واماارزيابي در معناي رسمي آن نسبتاً جوان است واز اواخر سالهاي 1800 شروع شده است.درسال 1819 امتيازنامه هاي  كسب شده توسط مدارس عالي امكان تشكيل هيات امنا را ميداد. بدين ترتيب مي توان كليه اقدامات و فعاليتهاي بيان شده در دوره قبل از تشكيل اولين هيات امنا دانشگاههارادر جرگه دوران كلاسيك اعتبار بخشي بيان نمود اولين گام ها پس ازآن براي تشكيل هيات امنادانشگاههاي (سالهاي دهه 1800) ريشه گرفتن فرايندكنترل و اعتبار بخشي دانشگاهها را مي توان در زمره تلاشهاي دوران جديد اعتباربخشي دانشگاهي برشمرد.

درطول سالهاي 1960 وبعد ازآن علاوه برمباحث روش شناختي درخصوص نقش ارزيابي, نظرات تازه اي مطرح گرديد.ودراين دوره كه مي توان آنرادوره سوم ارزيابي آموزشي ناميد,گروهي,اصلي ترين كنش ارزيابي رافراهم آوردن اطلاعات لازم براي تصميم گيري قلمدادمي كنند.(كرونباخ1920-استافيل1967,الكين1969) از آغاز دوره سوم تا اوائل 1990 مفهوم ارزيابي مورد تعبيروتفسيرهايي بوده است. والگوهاي ارزيابي متنوعي ظهور پيدا كرده اند كه درمجموع حاصل آن نگاه جامعتري به ارزيابي است.(ويس,1988)

استفاده از ارزيابي دانشگاه براي قضاوت درباره كيفيت آموزش عاليدر كشورهاي اروپايي دردهه 1980 ميلادي آغاز شد. ازجمله كشورهايي كه دراين زمينه فعالانه كوشش كرده اندفنلادند, هلند,فرانسه,آلمان و انگلستان است. برخي ديگر از كشورهاي اروپاي شرقي مانند روماني نيزتلاشهايي دراين زمينه به عمل آروده اند. ارزيابي در اين كشوريك سازوكارغيردولتي است كه به وسيله انجمنهاي علمي, ملي ومنطقه اي  به طور ادواري انجام مي شود, درحال حاضر 80 انجمن درسطح منطقه اي ياملي درآمريكا به ارزيابي دانشگاهها ومراكز آموزش عالي مي پردازند.

درنظام آموزش عالي ايران نيز از سالها بيش, ارزيابي آموزشي متداول بوده ا ست.  علاوه برآن هيئتهاي بازرسي براي شناسايي مشكلات موسمي دانشگاهي به دانشگاههاي مختلف اعزام شده اند . مع هذا ارزيابي آموزشي به مفهوم جديد امري است كه نظام آموزش عالي ايران درسالهاي اخير به آن اهتمام كرده , اما تاكنون اقدام موثري دراين باره صورت نگرفته است. هرچند انديشه استفاده از ارزيابي آموزش عالي ايران به سالها قبل برمي گردد.

اما واقعيت تشكيلاتي آن درسال 1365 تكوين يافت دراين سال دفترنظارت وسنجش در وزارت فرهنگ و آموزش عالي شكل گرفت و درسال 1370 اين تشكيلات به دفتر نظارت ارزيابي آموزش عالي تغيير نام يافت. همچنين شوراي نظارت وارزيابي به منظور نظارت و سنجش آموزش دانشگاههاو موسسات آموزش عالي كشور به وجود آمد. علاوه برآن در تشكيلات سازماني براي هر دانشگاه دولتي , دفترنظارت و ارزيابي مورد نظر معاون آموزش منظور شد. به رغم وجود نظارت وارزيابي, كوششهايي كه براي قضاوت درباره كيفيت فعاليتهاي دانشگاهي درايران انجام شده است پراكنده وغيرمستمربوده ودرمرحله تهيه طرح باقي مانده اند. تنها كوششي كه به منظور ارزيابي دانشگاهي درايران انجام شده اعزام هياتهاي ارزيابي از سوي وزارتخانه ذيربط به دانشگاهها بوده است. اين هيات پس ازبازديد از دانشگاه ومذاكره با اعضاي آن, گزارشي مبتني بر مشاهده ما , مصاحبه ها, و داده هاي قابل دسترسي درباره اوضاع دانشگاه تهيه كرده وبه مسئولان وزارتخانه عرضه مي كردند. وزارتخانه پس ازدريافت گزارش برحسب مورد اقدام لازم رابعمل    مي آورد. درچنين اوضاع واحوالي مي توان تصوركرد كه نه تنها دفتر وزارت وارزيابي آموزش عالي بلكه دانشگاهها نيز نقشي فعالي درارزيابي مستمركيفيت دانشگاهي نداشته اند.

البته دفتر نظارت وارزيابي آموزش پزشكي اخيراً فعاليت ويژه اي در ارزيابي دروني شروع كرده است.

باتوجه به مراتب فوق ميتوان گفت كه ويژگيهاي ارزيابي درآموزش عالي ايران شامل موارد زير است:

الف) جزيي نگر وبراي رفع مشكلات آني بوده و نه بهبودي كل نظام دانشگاهي

ب) از استمرار برخورددارنبوده است.

ج) شيوه انجام آن به هيات بازديد كننده بستگي داشته است.

 

تفاوت ارزشيابي بااندازه گيري, پژوهش وپاسخگويي

1-    اندازه گيري(Assessment)همانند ارزشيابي (Measurement)  فرايندي نظام دار است, كه با استفاده از قواعدي كه صحت آنها را مي توان مورد آزمايش قرار داد به مقاديرمختلفي از يك صفت كه دريك فرد يا شي وجود دارد عدد اختصاص مي دهد.

بدين ترتيب از طريق انجام اندازه گيري مقدار موجود ازيك صفت فرديا شي مشخص شده وآن مقدارباكميت (عدد) نشان داده مي شود. ازطرف ديگر ارزشيابي نيز فرايندي است كه شامل اندازه گيري و احتمالاً آزمون كردن است. بااين تفاوت كه ارزشيابي با قضاوت ارزشي نيز همراه است. اندازه گيري با كمك آزمون, اطلاعات پايه براي عمل ارزشيابي فراهم مي سازد. اندازه گيري اساساً غير ارزشي بوده وبه مقادير بدست آمده از طريق عمل اندازه گيري هيچ گونه ارزشي تعلق نمي گيرد. صفات اندازه گيري شده فقط به صورت كمي توصيف مي شودند و در مورد آنها قضاوت ارزشي نمي شود.

2-    ارزشيابي و پژوهش:

   نيروي به حركت درآورنده پژوهشگر براي انجام فعاليت پژوهشي, كنجكاوي و كسب آگاهي است. هدف وي كشف رابطه هاي علت ومعلولي بين پديده ها و رسيدن به حقيقتي علمي است.پژوهشگر حداقل دركوتاه مدت, به اهميت كاربرد دانش بوجود آمده كمتر توجه مي كند. مجري ارزيابي نيز به شيوه اي نظامداردرصدد جمع آوري اطلاعات وكسب دانش تازه است. نيازها وهدفها, محرك وي درانجام فعاليت ارزشيابي به شمار مي آيند. ولي هدف مجري ارزشيابي بيشتر آن است كه ازدانش كسب شده درتصميم گيري استفاده كند. پژوهش نتيجه مدار است درحالي كه ارزشيابي تصميم مدار است. كارپژوهشگران بادرك پديده ها وپاسخ به سوالهاي مطرح شده پايان مي پذيرد. وي درمورد يافته هاي پژوهش داوري نمي كند. درحالي كه مجري به وضوح درمورد ارزش برنامه آموزشي قضاوت مي كند. در حاليكه درارزشيابي ميزان موفقيت در رسيدن به هدفها مورد سنجش قرار مي گيرند.پژوهشگر براي آنكه بتوانددانش قابل اعتمادوتصميم پذير توليد كند از قواع واصولي خاص پيروي مي كند . مثلاً نمونه گيري دقيق, كنترل ودستكاري متغييرها واز گروه كنترل بهره مي گيرد. درحاليكه مجري ارزشيابي ضرورتي ندارد كه ازاين قواعد واصول به طور كامل ودقيق پيروي كند.

پژوهشگردر انتخاب موضوع مورد پژوهش ومدت زمان اجراي پژوهش تقريباً آزادي عمل دارد. درحاليكه از مجري ارزشيابي معمولاً خواسته مي شود تا پروژه با فعاليت آموزشي خاصي رادريك زمان ارزشيابي كند.

 

3-     ارزشيابي و پاسخگويي

   براي پاسخگويي بايد فعاليتها انجام شده مورد ارزشيابي قرار گيرند. يافته هاي حاصل از ارزشيابي يعني عملكردها يا آنچه كه انجام گرفته ورخ داده بايد دراختيار كساني قرار گيرند كه برنامه مطالعه شده را مورد سئوال قرار داده اند. درواقع ارزشيابي وسيله پاسخگويي است. فرايند ارزشيابي مي تواند بازخوردهايي رافراهم آوردكه مشخص مي سازد چه چيزهايي خوب انجام پذيرفته وچه چيزهايي به اصلاح وبهبود احتياج دارند. گاه يك برنامه آموزشي مورد  ارزشيابي قرار مي گيردو چون توسط افرادي كه درخارج از برنامه هستند, اين ارزشيابي به خاطر پاسخگويي است. ولي گاه برنامه آموزشي توسط دست اندركاران و مسئولين برنامه وبه منظور ارزشيابي از تمام اجزا برنامه يا فقط بخش هاي خاصي از برنامه به اجرا درمي آيد. بدون آنكه قصد پاسخگويي درميان باشد. درنتيجه اگر چه ارزشيابي پاسخگويي نيست وهر فعاليت ارزشيابي ضرورتاً به منظور پاسخگويي اجرا نمي شود ولي هر فعاليت پاسخگويي به انجام ارزشيابي نياز ندارد.

 

نقشهاي ارزشيابي

  باتوجه به مفهوم وتعاريف ارزشيابي نقشهاي زيادي براي آن متصور است. كه وابسته به هدف,زمان و نحوه اجراي ارزشيابي مي باشد. بدون ترديد ارزشيابي نقشهاي زيادي مي تواند داشته باشد, ارزشيابي مي تواند در توسعه و اجراي برنامه تعادل ايجاد نمايد, مي توان آن رابعنوان يك مداخله تخصص درنظر گرفته كه به ارزش سنجي پروژه  ها وبرنامه مي پردازد. يكي از نقشهاي مهم ارزشيابي پاسخگويي است.

ارزشيابي درنقش پاسخگويي سعي دارد نتايج حاصل از ارزشيابي يعني عملكردها يا آنچه كه در سلسله مراتب ارزيابي انجام گرفته است را دراختيار كساني قرار دهد كه برنامه مطالعه شده رامورد سئوال قرار داده اند. ارزشيابي دراين نقش وسيله پاسخگويي به مجريان برنامه ريزي وافرادي است كه تحت پوشش برنامه ريزي يك سازمان فعاليت مي كند. درسطح وسيع تر ارزيابي مي تواند وسيله پاسخگويي به افرادي خارج از سازمان باشد ويا حتي به كل جامعه پاسخ دهد وياآنكه پاسخگوي سئوالات بين المللي باشد. همچنين فرايند ارزيابي مي تواند بازخوردهايي رافراهم آورد كه مشخص مي سازدچه چيزهايي خوب انجام شده وچه چيزهايي به اصلاح وبهبود احتياج دارند.

بازرگان در ((مقدمه اي برارزيابي آموزشي)نقش ارزيابي آموزشي را از نظر زمان اجرا از دوديدگاه مد نظر قرار داده است.

1-                                به منظور نظارت برعملكرد فعاليتهاي آموزشي, ودرصورت لزوم تغييرجهت آنها براي رسيدن به هدفهاي مورد نظر درهنگامي كه فعاليتها هنوز درمراحل طراحي, برنامه ريزي وتدوين هستند. اين جنبه ارزيابي را تكويني يا تكاملي نيز ناميده اند. اگر ارزيابي در مرحله تكويني و تهيه برنامه ها صورت گيرد ارزيابي تكاملي نامبرده مي شود. بعبارت ديگر ارزيابي تكاملي جنبه بازخورد دارد واز آن براي اصلاح برنامه (درمراحل تهيه) درجهت برآوردن نيازها ازطريق تحقق بخشيدن به هدفها و دست يافتن به بازده مورد نظر است.

كاربرد ارزيابي تكاملي جنبه داخلي دارد, و پيش از اجراي برنامه در مرحله تهيه صورت مي گيرد تا ضعفها وكاستي ها ي برنامه روشن شود وبرنامه ريزان درجهت رفع نقاط ضعف اقدام كنند.

2-                                تعيين بازده فعاليتهاي آموزشي كه طراحي يا تدوين آنها پايان يافته است. دراين نقش, ارزيابي, تصميم گيرندگان آموزشي را نسبت به مطلوبيت يك برنامه, كه به صورت نهايي درآمده است مطلع   مي سازد. اين نقش ارزشيابي را ارزشيابي نهايي مي گويند(بازرگان1375-4)

به عنوان مثال ارزيابي نهايي به اين سئوال جواب مي دهد كه يا يا برنامه تهيه شده براي توصيف يك برنامه باتوجه به هزينه هاي مالي وزماني به كار رفته نتيجه مطلوب رابه بار مي ورديانه؟

تصميم گيرندگان به منظوركنترل عملكرد فعاليتهاي سازمان ودرصورت لزوم تغيير جهت نها براي رسيدن به هدف مورد نظر و ياتعيين سودمندي بازده از ارزيابي نهايي استفاده مي كنند.

 

محمد رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()