كيفيت در نظام آموزش عالي

 - كيفيت در نظام آموزش عالي : <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

واژه Qualitasكلمه اي يوناني است كه توسط افلاطون وارسطوبراي تفكيك ماهيت اشياء بكار برده شد . كيفيت شيء شامل خواصي بود كه آنرا از ديگر اشيا متمايز مي ساخت .

    كيفيت از ديدگاه ارسطو و افلاطون ، همچنين براي تمايز ويژگيهاي افراد ، ذهن و شخصيت مورد استفاده قرار ميگرفت ، ( يونسكو ،1969 ) در قاموس تعليم و تربيت ، واژه هاي كليدي كميت و كيفيت جزء بي ثبات ترين اصلاحات است ، (يونسكو ، 1969 ) . كيفيت اگر چه مفهومي است كه عموما“ در طول روز بكاربرده مي شود ، ولي تعريف و توصيفي ندارد كه مورد قبول عام باشد ،
( سگروراكي ، 1996 ) . از نظر نيلو ، كيفيت مفهومي گريزان است ، ما اين واژه را هر روز بطور گسترده در رابطه با اشياء مختلف بكار مي بريم ، اما اغلب براي تعيين دقيق چيزي كه بازگو كننده آن باشد دچار مشكل هستيم . مشكل اصلي در اين زمينه آنست كه كيفيت امر نسبي است ، (نيلو ، 1990 به نقل از نيستاني 1378) .

    بطور كلي كيفيت براي تعيين و توصيف سطح يا استانداردي از رضايت از محصول يا جريان كار ، استفاده ميشود . توجه به كيفيت در سازمانها به دو منظور پديد مي آيد :

1-  ضرورت كسب اطمينان از ايمني و استحكام محصول .

2- گسترش نياز به اينكه در بازار رقابت جهاني ، بتوانيم توليدات و خدمات را بر مبناي كيفيت از هم متمايز گردانيم ، ( ميدل هورست ، 1995 ) .

 

 

           همچنين كيفيت از جمله مفاهيمي است كه در 50 سال اخير در فعاليتهاي صنعتي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است يكي از پيشقرولان نهضت توجه به كيفيت ، دمينگ 1 است . وي كه يك آمار شناس امريكائي است ، در دهه 1950 ميلادي ضمن توجه به كيفيت كالاهاي ژاپني . محصولات صنعتي اين كشور را كه داراي كيفيت « نامطلوب » بود به درجه اي از كيفيت ارتقاء داد كه اين محصولات بازارهاي جهاني را در سيطره خود در آوردند . در ادامه كوششهاي مربوط به افزايش كيفيت محصولات ( برونداد ) ، به تدريج كيفيت عناصر ديگر نظامهاي توليدي ( طراحي محصول ، درونداد و فرايند ) مورد نظر قرار گرفت . سرانجام مفهوم « كيفيت جامع »  و « مديريت كيفيت جامع »  پديد آمد و كاربردهاي آنها در صنعت ، كشاورزي و خدمات مورد توجه واقع شد . از جمله ميتوان به كاربردهاي كيفيت جامع در دانشگاهها اشاره كرد برخي از نويسندگان از كاربرد كيفيت جامع در آموزش عالي تحت عنوان بهبود مستمر كيفيت ياد مي كنند .

    هر فرد در چهار چوب ارزشهاي مورد نظر خود ممكن است درباره كيفيت به گونه اي خاص قضاوت كند . بر حسب يكي از تعريفها ، كيفيت يك عنصر عبارت از « مناسب بودن آن براي هدف مورد نظر » است تعريف ديگري بوسيله سازمان جهاني استاندارد عرضه شده است . و اين تعريف كيفيت عبارت از « مجموع ويژگيها و خصوصيات يك فرآورد ، يا خدمت كه نمايانگر توانايي  آن در بر آوردن خواسته هاي بيان شد ، و يا اشاره شده باشد .   

 

همچنين نظر هيأت علمي ، دانشجويان و كارفرمايان درباره كيفيت گوناگون است ، مثلا“ كيفيت آموزش عالي از نظر كارفرمايان آن است كه دانش آموختگان در انجام دادن وظايف محوله شغلي  از دانش ،نگرش و توانائي لازم برخوردار باشند . اما از نظر دانشجويان ، كيفيت آموزش عالي مترادف با پيشرفت تحصيلي آنان است . در حاليكه كيفيت در آموزش عالي از نظر هيأت علمي با ميزان انتقال دانش و انجام دادن پژوهش سر و كار دارد .

    با توجه به تعريف ياد شده براي قضاوت درباره كيفيت فعاليتهاي يك نظام دانشگاهي ، پيش فرض آن است كه هدفهاي نظام بطور آشكار بيان شده است . بديهي است كه براي يك نظام دانشگاهي كوچك مي توان تعدادي هدف مرتبط بهم را براي حل نظام بيان كرد . اما براي نظامهاي دانشگاهي پيچيده تر امكان بيان هدفهاي كل نظام امري دشوار است . در اينگونه موارد ، براي هر يك از زير نظامهاي دانشگاه بطور جداگانه هدف تدوين مي شود تا بر اساس آن بتوان درباره كيفيت زير نظام  دانشگاهي قضاوت كرد . به منظور فراهم آوردن آموزش عالي با كيفيت مطلوب علي الاصول بايد كيفيت درونداد ، كيفيت فرايند وكيفيت  برونداد نظام آموزش عالي را مورد نظر قرار داد و بطور مستمر آنها را بهبود بخشد . براي انجام دادن چنين عملي ابتدا بايد كيفيت را ارزيابي كرد و سپس به ارتقاء آن پرداخت . 

 - عوامل تشكيل دهنده كيفيت در آموزش عالي :

در نظام آموزش عالي ، گروههاي مختلف ، داراي نظرات متفاوتي در زمينه كيفيت آموزش هستند . اين امر باعث مي گردد كه هر كدام از آنها براي بعدي از آموزش عالي اولويت قائل شوند ، براي مثال ، دانشجويان و مدرسان امكان دارد صرفا“ به فرايند آموزش توجه نمايند . در حاليكه امكان دارد توجه كارفرمايان در كيفيت دانش آموختگان باشد . اما آنچه براي برنامه ريزي آموزش مهم است ، رهايي از يكه تازي و تك بعدي نگري در امر آموزش است . برنامه ريزان براي بهبود كيفيت در دانشگاهها ، نبايد صرفا“ به مقولات و اجزاء خاصي از واحد دانشگاهي توجه داشته باشند و عوامل ديگر را ناديده انگارند . در ادامه بحث ما به بررسي عوامل و اجزاي تشكيل دهنده كيفيت در آموزش عالي مي پردازيم . در مورد عناصر تشكيل دهنده كيفيت در واحد دانشگاهي ، توافق چنداني وجود ندارد . محققي كيفيت نظام آموزشي را متشكل از عوامل زير مي داند :

1-  كيفيت عملكرد

2-  كيفيت تدريس

3-  كيفيت مدرسان

4-  اختصاص منابع

 مك گتريك و دانت ، نظام دانشگاهي را داراي 10 عنصر مي داند كه عبارتند از :

1-  اهداف كلي و برنامه درسي

2-  محيط تدريس و يادگيري

3-  منابع انساني

4-  منابع يادگيري

5-  سازماندهي دوره

6-  فعاليت تدريس و يادگيري

7-  امور دانشجوئي

8-  ارزيابي و نظارت

9-  فعاليت دانشجويان

10-بروندادها ، پيامدها و كنترل كيفيت

بطوركلي عوامل تشكيل دهنده نظام آموزشي در دانشگاهها رامي توان شامل مقولات ذيل دانست :

1-  اهداف برنامه درسي

2-  مديريت و ساماندهي

3-  كاركنان

4-  دانشجويان

5-  اعضاء هيأت علمي

6-  دانش آموختگان

7-  تجهيزات و امكانات

8-  سرمايه گذاري و امور مالي

9-  منابع اطلاع رساني و كتابخانه

10- فرايند ياددهي - ياد گيري (نيستاني 1378)

 

ز - مفهوم مديريت كيفيت جامع و جايگاه آن در آموزش عالي :

بنا به اعتقاد بسياري از صاحبنظران ، آموزش عالي وارد دوران جديدي شده است كه «رقابت » و« كيفيت» مشخصه هاي اصلي آن محسوب مي شوند . فيگنبوم كه از پايه گذاران نظريات مديريت كيفيت محسوب مي شود معتقد است « كيفيت آموزشي » عامل كليدي در « رقابت پنهان » بين كشورهاست چرا كه كيفيت محصولات و خدمات در هر كشور بر اساس نحوه تفكر ، عمل و
تصميم گيري مديران ، معلمان ، اقتصاددانان مهندسان و ساير گروههاي تحصيل كرده اجتماع شكل مي گيرد ( صالح اولياء ، 1377 )

    كاربرد مفهوم كيفيت در 70 سال اخير آن هم در صنعت و بازرگاني مورد توجه قرار گرفته است . و موجب ظهور مفهوم « كيفيت جامع » و « مديريت كيفيت جامع » شده و بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است . در نظريه هاي كلاسيك ، كيفيت يك محصول با يك خدمت ميزان تطبيق آن با استاندارد تعريف شده براي آن محصول يا خدمت است و در حد نهايي كيفيت در اين تعريف ، ميزان تطبيق محصول يا خدمت است . با مشخصات اعلام شده آن محصول است (رازاني ، 1373)  اما طبق نظريات جديد ، ابعاد گوناگون كيفيت مورد توجه قرار گرفته . اين ابعاد چنان است كه ويژگيهايي درونداد ، فرايند ، برونداد و حتي پيامد نظام را شامل مي گردد . بر اين اساس انديشه دريافت كيفيت جامع شكل گرفت .

    اصطلاح « جامع » به فرايندي اطلاق مي گردد كه همه عوامل درون سازماني را كه بنحوي در توليدمحصول نهايي به مشتري شركت دارد ، مورد شناسايي قرار دهد ومشخص كند و منظور از « همه عوامل » كليه عملكردها و هر يك از سطوح سازماني دخيل در جريان گردش كار است .

    مطابق اين نظريه نظام با نگرش سيستمي مد نظر قرار مي گيرد و استانداردهاي كيفيت براي هر كدام از اجزاء نظام تعريف مي شوند . اين استانداردها شامل استانداردهايي براي عوامل زمينه ، درونداد ميباشد ووظيفه مديريت نيز تلاش و برنامه ريزي براي حصول استانداردها و درنهايت بهبود كيفيت است .

    گرچه مدلهاي مختلفي از « مديريت كيفيت جامع » ارائه شده است و نكات عمده آن را مي توان در قالب سه اصل زير خلاصه كرد ( صالح اولياء 1377 ) .

1-  اصل مشتري محوري 1

/ 2 نظر / 210 بازدید
جلال كريمي

با سلام و تشكر از مطالب مفيد تان لطفا منابع مطالب را نيز بيان نماييد اعتبار مطلب بيشتر شده بيشتر نيز قابل استفاده خواهد بود بخصوص براي دانشجويان . با سپاس كريمي

پژوهشگر

با سلام سايت خوبي داريد كه اطلاعات ارزشمندي مي دهد براي كسب اطلاعات تكميلي مي توانيد به آدرس زير مراجعه كنيد با سلام و احترام كتاب مدیریت کیفیت در آموزش عالی (چشم‌اندازی بین‌االمللی به سنجش و تغییر سازمانی)، مؤلف جان برینان و تارلا شاه، مترجم کیوان صالحی، حسن‌رضا زین‌آبادی، کورش پرند از سوی مرکز نشر دانشگاهی در مردادماه 1390 منتشر شد. براي كسب اطلاعات دقيقتر مي توانيد از لينك زير استفاده نماييد http://www.iup.ir/index.aspx?pid=95520